|
ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً اعتکاف را گویند قصد ماندن بر مسجد ... این ظاهر است ای برادر ... معتکف ، جسم را بر خاک می گذارد و حرکت می کند به سوی پروردگارش ، ارجعی الی ربک ...
حرکت به سوی پروردگار و فرار از این دنیا ... فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ مُّبِينٌ .
آری ! فرار باید کرد از این دنیا ... آنجا که جمال یار و همنشینی دلدار نیست ... جای قرار ندارد ... فرار را بر قرار ترجیح دهیم ...
اعتکاف، عاشقان را به طواف حرم امن الهي يعني دل مي برد القلب حرم الله و ای معتکف وَ لا تُسکِنْ حَرَمَ الله غَيرَ الله .
اعتکاف خلوتی است با پروردگار ، کُلُّ مُحِبّ يحِبُّ خَلوَةَ حَبيبَه چرا که هر محبي دوست دارد که با محبوب خويش خلوت کند. و معتکف در این ایام گناهانش را حبس می کند و به میهمانی پروردگارش می رود ، المُعتَکِفُ يعکُفُ الذُنّوبَ؛ و معتکف در این ساعات در پی یافتن گنجی بس عظیم است ، فِي الاِنفَرادِ لِعِبادَةِ الله کُنوُزُ الاَرباح؛ در خلوت گزيدن براي عبادت خدا گنجينه هاي سودمند است. فَقالَ يا رَبّ، کَيفَ اَدوَم عَلي ذِکرِکَ فَقالَ بِالخَلوَةِ عَنِ النّاسِ در حديث قدسي گفت: پروردگارا چگونه دايم به ياد تو باشم؟ گفت: با خلوت از مردم.
|