تبليغاتX
رد پای عشق
رد پای عشق
 
       

عجب معلم بدی است این طبیعت که اول امتحان میگیره بعد درس میده

 

از من نپرس که چه چیز خاصی در تو می بینم.


دلم میخوادوقتی میای کوچه روآب پاشی کنم


عشق فراموش کردن نيست بلکه بخشيدن است .

 
من عشق را در تو تورا در دل دل را در موقع تپیدن ...


بی تو ای نا مهربان با چشمِ گریان ساختم


عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن کسي است


کسی را انتخاب نکن که بتوانی با ان زندگی کنی


راز عشق در این است که به یکدیگر سخت نگیرید


به افسون محو کردی شکــوه های بیکرانــم را


 
مي ترسم از نبودنت... و از بودنت بيشتر!!!

پدرم راه تمام زندگیست ، پدرم دلخوشی همیشگیست .

روزت مبارک باباجون

خیلی سخته که ببینی یه آهو اسیر پنجه های یه شیر شده! ولی تلخ تر از اون اینه که ببینی یه شیر اسیر چشمهای یه آهو شده!

اعتکاف

ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً اعتکاف را گویند قصد ماندن بر مسجد ... این ظاهر است ای برادر ... معتکف ، جسم را بر خاک می گذارد و  حرکت می کند به سوی پروردگارش ، ارجعی الی ربک ...

حرکت به سوی پروردگار و فرار از این دنیا ... فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ مُّبِينٌ .

آری ! فرار باید کرد از این دنیا ... آنجا که جمال یار و همنشینی دلدار نیست ... جای قرار ندارد ... فرار را بر قرار ترجیح دهیم ...

اعتکاف، عاشقان را به طواف حرم امن الهي يعني دل مي برد القلب حرم الله و ای معتکف وَ لا تُسکِنْ حَرَمَ الله غَيرَ الله .

اعتکاف خلوتی است با پروردگار ، کُلُّ مُحِبّ يحِبُّ خَلوَةَ حَبيبَه چرا که هر محبي دوست دارد که با محبوب خويش خلوت کند. و معتکف در این ایام گناهانش را حبس می کند و به میهمانی پروردگارش می رود ، المُعتَکِفُ يعکُفُ الذُنّوبَ؛ و معتکف در این ساعات در پی یافتن گنجی بس عظیم است ، فِي الاِنفَرادِ لِعِبادَةِ الله کُنوُزُ الاَرباح؛ در خلوت گزيدن براي عبادت خدا گنجينه هاي سودمند است. فَقالَ يا رَبّ، کَيفَ اَدوَم عَلي ذِکرِکَ فَقالَ بِالخَلوَةِ عَنِ النّاسِ در حديث قدسي گفت: پروردگارا چگونه دايم به ياد تو باشم؟ گفت: با خلوت از مردم.

 

کاش در کتاب قطور زندگي سطري باشيم ماندني، نه حاشيه اي از ياد رفتني.

تقديم به کسى که درکنارم نيست، اما حس بودنش به من شوق زيستن مى دهد(یا مهدی)

در دنیایی که همه به دنبال چشمان زیبا هستند تو به دنبال نگاه زیبا باش.

                                              

چه كسی می داند، كه تو در پیله خود تنهایی؟ چه كسی می داند، كه تو اکنون پی یك روزنه در

فردایی؟ پیله ات را بگشای! تو به اندازه پروانه شدن خلق شدی، از برای پرواز، کِی برون

خواهی رفت؟ پیله ات را بگشای..

                                           
                                       

زندگی چون قفس است، قفسی تنگ پر از تنهایی، و چه خوب است دم غفلت آن زندان بان، و سپس بال و پر عشق گشودن، بعد از آن هم پرواز..
                                                            


صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آرشیو وبلاگ
شهریور 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387

پیوندها
کتیبه ی عشق
نین جوتسو
گرگان کامپیوتر
سایت ها و وبلاگ های فارسی
ساده اما دیدنی
فروش و دانلود موزیک،شو،فیلم
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب::


  RSS  
پرشین وبلاگ